گنج

شمارهٔ ۶۹ - مطایبه

بهر بهار بازو و کون و کفل نماندکز سیل‌ «‌استرپ‌تومیسین» ‌دشت و تل نماند
گیرم که خواستند رهی را عمل کنندباقی تنی به جا ز برای عمل نماند
باید خرید هر گرمی بیست سی فرانکبایع فرنگی است و مجال جدل نماند
پولی که بود خرج عروسی سینه شدچیزی پی هزینهٔ ماه عسل نماند
دولت فقیر و ما همه از او فقیرترنقدی به جا ز غارت دزد و دغل نماند
هرکس برای خویش کلاهی تهیه دیدبهر حقیر جز سر سخت کچل نماند
یاران به ملک و مال رسیدند و بهر ماجز زخم سینه حاصل سعی و عمل نماند