شمارهٔ ۶۲ - حسب حال
شه شبهه نمود درحق منبگذار در اشتباه باشد
ای کاش چو من هر آدمی راتوفیق چنین گناه باشد
من دانایی ضعیفم و ویبر دانا کینهخواه باشد
من بی کسم و فقیر و او راخیل و خدم و سپاه باشد
من مانده فقیر و ناکسان راآسایش و مال و جاه باشد
اجلاف، سفیدبخت و احرارگو طالعشان سیاه باشد
از جمله جهان طمع بریدمتا حامی من اله باشد
گر زان که سر من است این سربگذار که بی کلاه باشد
بگذار به زیر تیغ جلادآویزهٔ قتلگاه باشد
بگذار نباشدم به کف آهوین سینه تنور آه باشد
بگذار که چشم کودکانمبر یاد پدر بهراه باشد
بگذار به مرگ عندلیبانجغدان را قاه قاه باشد
حق است اجل بمان که حالمازگفتن حق تباه باشد
بگذار بهجرم حفظ سوگندجایم به سیاهچاه باشد
دشمن به گناه مهر ایرانازکین به منش نگاه باشد
گرچه بر تندباد اندوههستیم چو پرکاه باشد
بر سفله فرو نیاورم سرهرچند که پادشاه باشد