گنج

شمارهٔ ۴۰ - آشوب بغداد

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: اد۱۸ بیت
چو از گشت زمان آلمان و اتریشبه چنگ حزب نازی اندر افتاد
بپا گردید جنگی خانمان‌سوزکه مانندش ندارد آدمی یاد
ز ده کشور فزون در چنگ آلمانبه یک ضربت شدند از هستی آزاد
عروس دهر پاریس نکو رویبخفت اندر بر این تازه داماد
به پیش این قضای آسمانیبه تنها انگلستان اندر استاد
ولی ملک عراق اندر میانهز ناگه کودتایی کرد بنیاد
«‌رشید عالی‌» از اعیان تازیبه‌ آشوب و به‌ شورش‌ دست بگشاد
وزان پیمان که با انگلستان بودگذر کرد و ندای حرب در داد
به قصد پادگان انگلستانسپاه از هر طرف بیرون فرستاد
برای یاریش آمد ز محورهواپیما به هفتاد و به هشتاد
بپا شد طرفه جنگی کز نهیبشبرآمد از جوان و پیر فریاد
رشید از ترک‌ و ایران‌ یاوری‌ خواستبه دست‌آویز عهد سعدآباد
در این اثنا سپاه انگلستانمظفر گشت در آغاز خرداد
رشید عالی از بغداد بگریختهزیمت را گرفته پیشی از باد
سوی خاک عجم از آب بگذشتدل از غم‌، پر ز آتش‌، لب پر از باد
بلی‌ بی‌شک‌ هزیمت جست خواهدچو شاگردی بجوید کین استاد
نبود این‌، جز یکی آشوب ناچیزکزان آشوب جنگی بلعجب زاد
هم از این بلعجب‌تر نکته اینستکه تاریخش بود «‌آشوب بغداد»