شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست
جهادا فراموش کردی مراولی از تو زین رو دلم تنگ نیست
مدیحی نوشتم به سردار جنگکه در وزن و معنی کم از سنگ نیست
به پایان آن چامه بُد نکتهایکه هر کان نداند به فرهنگ نیست
نفهمید سردار آن نکته رااگر لر نفهمد سخن، ننگ نیست
وگر دید و دانست و ناکرده ماندمرا با چنان مهتری جنگ نیست
ولی از تو انسانِ دانشپژوهتَجاهُل بدین حد خوشآهنگ نیست
که شعرم نفهمیده خوانی به خلقازین زشتتر در جهان رنگ نیست
به سردار برگو که حکم حکیمکم از امر سرتیپ و سرهنگ نیست
صفاهان اگر نیست شیراز هستخدا جهان را جهان تنگ نیست