شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید
ای مدیری که ز نوک قلمتتیر در دیدهٔ اهل نظرست
هیکل نحس تو و اخلاقتهر یکی از دگری زشتترست
تویی آن حلقهٔ مفقوده که اوبین بوزینه و جنس بشرست
هر گزافی که به عالم علمستهر دروغی که به گیتی سمرست
در سیهنامهٔ تو مندرجستدر ورقپارهٔ تو منتشرست
فکرهای کج و بیمعنی توهمچو احکام ستاره شمرست
هرکه را مدح کنی منفعلستهرکه را قدح کنی مفتخرست
با تو ای مظهر خر، چهتوان کردتف به گور پدر هرچه خرست!