شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهل
گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک استبین به نادان و خردمند که جن و ملک است
مردم نادان بر خاک بماند چون دیووآن که آموخت خرد همچو ملک بر فلک است
از پی مردم عالم همه جا عائلههاستمردم جاهل در عائلهٔ خویش تک است
باغ دانایی باغی است که فردوس آنجاستچاه نادانی چاهی است که قعرش درک است
ملکها را همه از پی درک و مدعی استملک دانایی بیمدعی و بیدرک است
درد بیعلمی دردی است که درمانش نیستشاخنادانی شاخیاست که بارشخسک است