گنج

شمارهٔ ۱۰ - شوری‌

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: اخت۹ بیت
هرکه او نغمهٔ شوری بنواختضرر و زحمت «‌شوری‌» نشناخت
کار اسلام خراب آن کس کردکه پس‌ازمرگ ‌نبی شوری ساخت
قتل عثمان شد از آن روز درستکه عمر کار به شوری انداخت
هرکه در بازی خود شوری کردتجربت شدکه در آن بازی باخت
عجز را پرده کشید از تلبیسگر بزی کاو علم شور افراخت
شور، تزویر ضعیف است‌، بلیعزم در کورهٔ شوری بگداخت
هر مزور که بدی اندیشیدقصد بنهفت و سوی‌ شوری تاخت
هرکه خواهدکه مراد خود رابشنود از تو، به شوری پرداخت
مشورت قاعدهٔ تردید استنرسد مرد مردد بنواخت