گنج

شمارهٔ ۷۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رخویش۶ بیت
کسی که افسر همت نهاد بر سر خویشبه دست کس ندهد اختیار کشور خویش
بگو به سفله که در دست اجنبی ندهدکسی که نان پدر خورده‌، دست مادر خویش
چه غم عقیدهٔ ما را اگر به قول سفیهکسی به کشور خود گرد کرده لشگر خویش
در آب و خاک و هواهای خویش آزادیمرقیب گو بگدازد میان آذر خویش
حقوق نفت شمال و جنوب خاصهٔ ماستبگو به خصم بسوزان به نفت پیکر خویش
ز من بهار بگو با برادران حسودبه رایگان نفروشد کسی برادر خویش