گنج

شمارهٔ ۵۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریمیکشند۹ بیت
خوبرویان یار را در عین یاری می‌کشنددوستداران را به جرم دوستداری می‌کشند
مرغ وحشی چون نمی‌افتد به دست کودکانمرغ دست‌آموز را با زجر و خواری می‌کشند
شاهدان دیر جوش از دوستان باوفازود سیر آیند و ایشان را به زاری می‌کشند
دوستان خاص را مانند مرغ خانگیدر عروسی و عزا بر رسم جاری می‌کشند
سر شبانان فی‌المثل گوسالهٔ پا بسته رادر قبال جستن گاو فراری می‌کشند
تا مگر از کید بدخواهان دمی ایمن شوندنیکخواهان را ز فرط خام کاری می‌کشند
بهر قربان بر سر راه حسودان دوروغمگساران را به جای غمسگاری می‌کشند
چون وزیر و پیل و رخ از کار افتادند و شاهماند بی‌اصحاب با یک زخم کاری می‌کشند
تجربت‌ها کرده‌ایم از کار دولت‌ها «‌بهار»گر نکشتی اختیاری‌، اضطراری می‌کشند