گنج

شمارهٔ ۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهاوست۷ بیت
شیرین‌لبی که آفت جان‌ها نگاه اوستهرجا دلیست بستهٔ زلف سیاه اوست
کردم سراغ دل ز مقیمان درگهشگفتند رو بجوی مگر فرش راه اوست
گویند یار خون دل خلق می‌خوردوان لعل سرخ و دست نگاربن کواه اوست
او پادشاه کشور حسنست و ما اسیروآن زلف پر خم و صف مژگان سپاه اوست
گفتم به قتل من چه بود عذر آن نگار؟گفتند خوی سرکش او عذرخواه اوست
گفتم بغیر عشق چه باشدگناه منگفتند زندگانی عاشق گناه اوست
جانا بهار صید زبان‌بسته‌ایست لیکچیزی که مایهٔ نگرانی است آه اوست