گنج

شمارهٔ ۲۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: هماست۷ بیت
وحشت راه دراز از نظر کوته ماسترخ ‌متاب ای ‌دل ‌از‌ین ‌ره که خدا همراه ماست
نیست اصلا خبری در سر بازار وجودور همانا خبری هست به خلوتگه ماست
جز تو ای عشق‌! اگر ما در دیگر زده‌ایمجرم بر عقل به هر در زدهٔ گمره ماست
گر چهی کند رفیقی به ره ما چه زیانزان که ما آب روانیم و ره ما چه ماست
ما جگر گوشهٔ کوهیم و پسرخواندهٔ ابرهر کجا سبزتر آن مزرعه گردشگه ماست
شیر را عار ز زندان نبود وین رفتاربی‌سبب مایهٔ فخر عدوی روبه ماست
ای بهار از دگران کارگشایی مطلبکه خدا کارگشای دل کارآگه ماست