گنج

شمارهٔ ۸۳ - خیال خام

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ند۱۸ بیت
کسان که شور به ترک سلاح عام کنندخدنگ غمزهٔ خونریز را چه نام کنند؟
مسلمست که جنگ از جهان نخواهد رفتز روی وهم گروهی خیال خام کنند
گمان مبر که برای نمونه مدعیانبه صلح دادن ژاپون و چین قیام کنند
به موی تو که همین صلح ‌پیشگان فرداز بهر قسمت چین شور و ازدحام کنند
ز راز مهر و محبت اگر شوند آگاهمبارزان جهان تیغ در نیام کنند
تمدنی که اساسش ز حلق و جلق بپاستبه‌ صلح و سلم چسان مردمش دوام کنند؟
سه چار دولت گیهان مدار هم پیمانپی موازنه این گفتگو مدام کنند
هنوز اول صلح است و غاصبان در هندبه شهر و دهکده هر روز قتل عام کنند
هنوز اول درد است و می کشان در چینکشیده لشگر و تدبیر انقسام کنند
پی ربودن و تقسیم سرزمین حبشهزار شعبده پیدا به صبح و شام کنند
خیالشان همه این است کاین سعادت رابه خود حلال و به دیگر کسان حرام کنند
نعوذبالله اگر مردم ستمدیدهفریب خورده بر این معنی احترام کنند
ندای صلح به عالم فکنده‌اند اولکه معده پاک ز هضم عراق و شام کنند
خبر دهند به خوبان که تیغ ابرو راسپس به واسطهٔ وسمه در نیام کنند
صفوف سرکش مژگان و چشم فرماندهبه پشت عینک دودی سپس مقام کنند
کمند زلف که شد پیش از این بریده سرشبه دست شانه از آشفتگیش رام کنند
بیاض گردن موزون و ساعد سیمیننهفته در مد خاص از نگاه عام کنند
لبان لعل و زنخدان و خال و عارض رانهفته زیر یکی قیرگون پنام کنند