گنج

شمارهٔ ۸۰ - لغز

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ند۱۲ بیت
چیست‌ آن گوهر که درد خسته درمان می‌کند؟اصلش از خاک است و کار لعل و مرجان می‌کند
قوتش زآبست و خاک‌، اما چو بادی اندرودر دمی‌، چون کهربا آتش نمایان می‌کند
هست یار آذر و چون پور آزر هر زمانآتش نمرود را چهرش گلستان می‌کند
هست معشوقی مساعد لیک روزی چندباردرد هجرش دیدهٔ عشاق گریان می‌کند
وین عجب باشد که آرد تردماغی هجر اولیک وصلش کام خشک و سینه‌ سوزان می‌کند
هست چون مؤبد قرین آتش و آتشکدههم‌زبانی لیک با گبر و مسلمان می‌کند
در وفاداری از او ثابت‌قدم‌تر دوست نیستتا به روز مرگ یاد از عهد و پیمان می‌کند
خانه‌ای دارد که در دالانی و صحنی در آنبر در آن خانه او خود، کار دربان می‌کند
هرکس از دالان رود در صحن خانه‌، لیک اوچون رود در صحن‌، سر بیرون ز دالان می‌کند
همدم آتش بود وز آتشش تابش بودلیک چون آتش بر او گیرند افغان می‌کند
نیست او غلیانی و سیگاری و چایی ولیگه تقاضا چای و گه سیگار و غلیان می‌کند
هست‌ اندر ذات خو‌د خشک‌ و عبوس و زرد و تلخلیک قند و نقل و شیرینی فراوان می‌کند