شمارهٔ ۶۵ - محشر خر
محشر خرگشت طهران، محشر خر زندهبادخرخری ز امروز تا فردای محشر زنده باد
روح نامعقول این خر مرده ملت، کز قضاهست هر روزی ز روز پیش خرتر، زنده باد
اندرین کشورکه تا سرزندگان یکسر خرندگر خری تیزی دهد گویند یکسر زنده باد
اسب تازی گر بمیرد از تاسف، گو بمیراندر آن میدان که گویند ابلهان خر زنده باد
راهآهن گر بخواهی مردهات بیرون کشنددر چراگاه وطن، گو اسب و استر زنده باد
در محیطی کامتیازی نیست بین فضل و جهلآن مکرر مرده باد و این مکرر زنده باد
گر کسی گوید که حیدر قلعهٔ خیبر گرفتجای حیدر جملگی گویند خیبر زنده باد
ور کسی از خولی و شمر و سنان مدحی کندجملگی گویند با اصوات منکر، زنده باد
آنکه گوید مرده باد امروز در حق کسیرشوتی گر داد گوید روز دیگر زنده باد
از پی تغسیل و دفن مردمان زندهدلمردهشو در این محیط مرده پرور زنده باد
در گلستانی که بلبل بشنود توبیخ زاغراح و ریحان مرده باد و خار و خنجر زنده باد
مردم دانای سالم مرده و اندر عوضدولت زشت ضعیف زرد پیکر زنده باد