گنج

شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: بی۱۶ بیت
مردن اندر شجاعت ادبیبهتر از چاپلوسی و جلبی
من بر آنم که نیست زیر سپهرصفتی چون شجاعت ادبی
نجبای جهان شجاعانندبه شجاعت در است منتجبی
راست باش و مدار باک از کساین بود خوی مردم عصبی
سخت‌رویی ز گربزی بهتراحمدی خوب‌تر ز بولهبی
چشم بردار از آن کسان که سخنبیخ گوشی کنند و زیر لبی
سخنی راستا به مذهب منبه ز سیصد نماز نیم‌شبی
گفته‌ای عامیانه لیک صریحبه ز هفتاد خطبهٔ عربی
طفل گستاخ نزد من باشدپیر و، آن پیر چربه‌گوی‌، صبی
در جهانند بخردان و ردانکمتر و بیشتر جبان و غبی
تو از آن مردمان کمتر باشاین بود معنی فزون‌طلبی
یار اهریمنند مکر و دروغاین‌چنین گفت زردهشت نبی
از حَسَب مرد را شرف خیزدچیست فخر شرافتِ نَسَبی‌؟
هان تو گستاخی و شجاعت راهرزه‌لایی مگیر و بی‌ادبی
باادب باش و راست باش و صریحره حق جوی از آنچه می‌طلبی
مگزین مذهب از برای ذهباین بود فخرِ دورهٔ ذهبی