گنج

شمارهٔ ۲۳۰ - خزینۀ حمام

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نه۱۱ بیت
افتاد به حمام‌، رهم سوی خزینهترکید کدوی سرم از بوی خزینه
من توی خزینه نروم هیچ و ز بیرونمبهوت‌ شوم‌ چون نگرم‌ سوی‌ خزینه
چون کاسهٔ «‌بزقرمهٔ‌» پرقرمهٔ کم‌آبپر آدم و کم‌آب بود توی خزبنه
گه آبی و گه سبز شود چون پرطاوسآن موج لطیفی که بود روی خزینه
گر کودک بی‌مو ز خزینه بدر آیدپرپشم شود پیکرش از موی خزینه
موی بدن و چرک و حنا و کف صابونآبیست که جاری بود از جوی خزینه
چون جمجمهٔ مردهٔ سی روزه دهد بویآن خوی که چکد از خم ابروی خزینه
سرگین گرو از عطر برد، گر بگشایدعطار سپس دکه به پهلوی خزینه
با جبههٔ پرچین و لب عربده‌جویشگرم و تر و چسبنده بود خوی خزینه
از لای کش احوال دل خستهٔ او پرسچون رنگ طبیعی پرد از روی خزینه
پیکر شودش زرد به رنگ مگس نحلهرکس که برون رفت ز کندوی خزینه