شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان
خرم و آباد باد مرز خبوشانهیچ دلی از ستم مباد خروشان
گرچه خبوشانیان خروشان بودندبینی زین پس خموش اهل خبوشان
مردی باید ستودهخوی کزین پسبرنخروشند این گروه خموشان
تا نخروشند این گروه ببایدآنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان
جمع کندشان ز مردمی بهبر خوبشکاینان را حال بوده سخت پریشان
اهل خراسان و جز خراسان دانندجمله که چونست حال مردم قوچان
ظلمی زبن پیش رفته است بر آنهااو کند آن ظلم را ازین پس جبران
ملک بیاراید و به عدل گرایدتا شود آباد آنچه زو شده ویران
بندد پای از عدوی خانگی آنگاهگیرد دست از یتیم بیسر و سامان
کاری کاسان بود نگیرد دشوارتا بس دشوار کار، گردد آسان
زینسان باید ستوده مرد هنرمندآری مرد است آنکه باشد زینسان