گنج

شمارهٔ ۱۷۷ - آیین نو

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: رزنیم۱۳ بیت
بیا تا جهان را بهم برزنیمبدین خار و خس آتش اندر زنیم
بجز شک نیفزود از این درس و بحثهمان به که آتش به دفتر زنیم
ره هفت دوزخ به پی بسپریمصف هشت جنت بهم برزنیم
زمان و مکان را قلم درکشیمقدم بر سر چرخ و اختر زنیم
از این ظلمت بیکران بگذریمدر انوار بی‌انتها پر زنیم
مگر وارهیم از غم نیک و بدوزین خشک و تر خیمه برتر زنیم
چو بادام ازین پوست‌های زمختبرآییم و خود را به شکر زنیم
درآییم از این در به نیروی عشقچرا روز و شب حلقه بر در زنیم
از این طرز بیهوده یکسو شدیمبه آیین نو نقش دیگر زنیم
قدم بر بساط مجدد نهیمقلم بر رسوم مقرر زنیم
به یکتا تن خویش بی‌دستیارعلم بر سر هفت کشور زنیم
ز زندان تقلید بیرون جهیمبه شریان عادات نشتر زنیم
از این بی‌بها علم و بی‌مایه خلقبرآییم و با دوست ساغر زنیم