بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
ای مرکز دایرهٔ امکانوی زبدهٔ عالم کون و مکان
تو شاه جواهر ناسوتیخورشید مظاهر لاهوتی
تا کی ز علایق جسمانیدر چاه طبیعت تن مانی؟
تا چند، به تربیت بدنیقانع به خزف ز در عدنی؟
صد ملک ز بهر تو چشم به راهای یوسف مصری، به در آی از چاه
تا والی مصر وجود شویسلطان سریر شهود شوی
در روز الست، بلی گفتیامروز، به بستر لا خفتی
تا کی ز معارف عقلی دوربه ز خارف عالم حس، مغرور؟
از موطن اصل، نیاری یادپیوسته، به لهو و لعب دلشاد
نه اشک روان، نه رخ زردیالله الله، تو چه بیدردی!
یک دم، به خود آی و ببین چه کسیبه چه دل بستهای، به که همنفسی
زین خواب گران، بردار سریبرگیر ز عالم اولین، خبری