بخش ۸ - فی الفوائد المتفرقة فیما یتضمن الاشارة الی قوله تعالی ان الله یأمرکم أن تذبحوا بقرة
ابذلوا ارواحکم یا عاشقینان تکونوا فی هوانا صادقین
داند این را هرکه زین ره آگه استکاین وجود و هستیش، سنگ ره است
گوی دولت آن سعادتمند بردکو، به پای دلبر خود، جان سپرد
جان به بوسی میخرد آن شهریارمژدهای عشاق، کآسان گشت کار
گر همی خواهی حیات و عیش خوشگاو نفس خویش را اول بکُش
در جوانی کن نثار دوست جانرو «عوان بین ذالک» را بخوان
پیر چون گشتی، گران جانی مکنگوسفند پیر قربانی مکن
شد همه برباد، ایام شباببهر دین، یک ذره ننمودی شتاب
عمرت از پنجه گذشت و یک سجودکت به کار آید، نکردی ای جهود!
حالیا، ای عندلیب کهنه سالساز کن افغان و یک چندی بنال
چون نکردی ناله در فصل بهاردر خزان، باری قضا کن زینهار!
تا که دانستی زیانت را ز سودتوبهات نسیه، گناهت نقد بود
غرق دریای گناهی تا به کی؟وز معاصی روسیاهی تا به کی؟،
جد تو آدم، بهشتش جای بودقدسیان کردند پیش او سجود
یک گنه چون کرد، گفتندش: تماممذنبی، مذنب، برو بیرون خرام!
تو طمع داری که با چندین گناهداخل جنت شوی، ای روسیاه!