بخش ۱۶ - سال بعض العارفین عن بعض المنعمین عن قدر سعیه فی تحصیل الاسباب الدنیویة و تقصیرة عن اسباب الاخرویة
عارفی از منعمی کرد این سؤال:کای تو را دل در پی مال و منال
سعی تو، از بهر دنیای دنیتا چه مقدار است؟ ای مرد غنی!
گفت: بیرون است از حدّ و شمارکار من این است در لیل و نهار
عارفش گفت: این که بهرش در تکیحاصلت زان چیست؟ گفتا: اندکی
آنچه مقصود است، ای روشن ضمیر!برنیاید زان، مگر عشر عشیر
گفت عارف: آن که هستی روز و شباز پی تحصیل آن، در تاب و تب
شغل آن را قبلهٔ خود ساختیعمر خود را بر سر آن باختی
آنچه زو میخواستی، واصل نشدمدعای تو از آن، حاصل نشد
دار عقبی، کان ز دنیا برتر استوز پی آن، سعی خواجه کمتر است
چون شود حاصل تو را چیزی از آن؟من نگویم، خود بگو، ای نکتهدان!