گنج

مقطعات

شمارهٔ ۱یکی دیوانه‌ای را گفت: بشمارشمارهٔ ۲مبارک باد عید، آن دردمند بی‌کسی راشمارهٔ ۳گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معانیشمارهٔ ۴عید، هرکس را ز یار خویش، چشم عیدی استشمارهٔ ۵ساز بر خود حرام، آسایششمارهٔ ۶نقض کرم است آن که قدرششمارهٔ ۷مستان که گام در حرم کبریا نهندشمارهٔ ۸به بازار محشر، من و شرمساریشمارهٔ ۹می‌کشد غیرت مرا، غیری اگر آهی کشدشمارهٔ ۱۰هرچه در عالم بود، لیلی بودشمارهٔ ۱۱جای دگر نماند، که سوزم ز دیدنت