شمارهٔ ۳۲
ایا بجود و بآزادگی بدهر مثلجهان بکلک تو و کف تو فکنده امل
چگونه رنجه نباشم برنج تو ؟ که مراز نعمت تو بود مغز استخوان بمثل
اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردمچه من رهی ، چه پرستندگان لات و هبل
وگر خلاص تو امروز دیرتر بودیبجان بنده غم آورده بد پیام اجل
خدای عزوجل فضل کرد با تن توبشکر کوش بپیش خدای عز وجل
سعادت تو ز بر دست گشت و نیک آوردکه حلق خصم تو گیرد زمانه زیر بغل
نه دولتیست که آنرا بود هنوز و بالنه شادییست که آنرا بود هنوز بدل