گنج

بخش ۴۰ - شعر گفتن ورقه

کنم آه ازین چرخ گردنده آهکه عیشم تبه کرد و روزم سیاه
تو بدرود باش ای گرانمایه درکه من تن سپردم به خاک سیاه
مبادا به تو بر تبه عیش و عمرکه هم عیش و هم عمر من شد تباه
دل سوخته در غم مهر توهمی برد خواهم به نزد اله
دریغا که از وصل تو مر مراگسسته شد اومید و کوتاه راه