بخش ۷۴ - در بیان رعایت یتیم و نصایح دیگر
بر سر بالین بیماران گذرزانکه هست این سنت خیرالبشر
تا توانی تشنه را سیراب کندر مجالس خدمت اصحاب کن
خاطر ایتام را دریاب نیزتا ترا پیوسته حق دارد عزیز
چون شود گریان یتیمی ناگهانعرش حق در جنبش آید آن زمان
چون یتیمی را کسی گریان کندمالک اندر دوزخش بریان کند
آنکه خنداند یتیمی خسته راباز یابد جنت در بسته را
هر که اسرارت کند فاش ای پسراز چنان کس دور میباش ای پسر
در جوانی دار پیران را عزیزتا عزیز دیگران باشی تو نیز
بر ضعیفان گر ببخشایی رواستکاین ز سیرتهای خوب اولیاست
بر سر سیری مخور هرگز طعامتا نمیرد در برت دل ای غلام
علت مردم ز پر خواری بودخوردن پُر، تخم ِ بیماری بود
راحتی نبود حسود شوم راکاذب بدبخت را نبود وفا
هر منافق را تو دشمن دار باشاز وی و از فعل او بیزار باش
توبهٔ بدخو کجا محکم بود؟مر بخیلان را مروت کم بود
تا شود دین تو صافی چون زلالباش دایم طالب قوت حلال
آنکه باشد در پی قوت حرامدر تن او دل همیمیرد تمام