گنج

بخش ۵۵ - در بیان تعظیم مهمان

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۹ بیت
ای برادر دار مهمان را عزیزتا بیابی رحمت از رحمن تو نیز
مؤمنی کو داشت مهمان را نکوحق گشاید باب رحمت را برو
هر کرا شد طبع از مهمان ملولاز وی آزارد خدا و هم رسول
بندهٔ کو خدمت مهمان کندخویش را شایستهٔ رحمن کند
هر که مهمان را بر وی تازه دیداز خدا الطاف بی اندازه دید
از تکلف دور باش ای میزبانتا گرانی نبودت از میهمان
میهمان هست از عطاهای کریمهر که زو پنهان شود باشد لییم
خیره بر خوان کسی مهمان مشوچون رسد مهمان ازو پنهان مشو
هر که مهمانت شود از خاص و عامپیش او می‌باید آوردن طعام
زانکه داری اندک و بیش ای پسربرد باید پیش درویش ای پسر
نان بده با جایعان بهر خدایتا دهندت در بهشت عدن جای
هر که ثوبی بر تن عاری دهددر دو عالم ایزدش یاری دهد
گر بر آری حاجت محتاج رابر سر از اقبال یابی تاج را
هر که باشد او ز دولت بخت یارخیر ورزد در نهان و آشکار
ای پسر هرگز مخور نان بخیلکم نشین در عمر بر خوان بخیل
نان ممسک جمله رنجست و عنامی‌شود نان سخی جمله ضیا
تا نخوانندت بخوان کس مرووز پی مردار چون کرکس مرو
چشم نیکی از خسیس دون مدارسقف او را هم تو بی استون شمار
گر کنی خیری تو آن از خود مبینهرچه بینی نیک ببین و بد مبین