بخش ۲۴ - در صفت ذکر الله تعالی
باش دایم ای پسر با یاد حقگر خبر داری ز عدل و داد حق
زنده دار از ذکر صبح و شام رادر تغافل مگذران ایام را
یاد حق آمد غذا این روح رامرهم آمد این دل مجروح را
یاد حق گر مونس جانت بودکی هوای کاخ و ایوانت بود
گر زمانی غافل از رحمن شویاندر آن دم همدم شیطان شوی
مومنا ذکر خدا بسیار گویتا بیابی در دو عالم آب روی
ذکر را اخلاص میباید نخستذکر بی اخلاص کی باشد درست
ذکر بر سه وجه باشد بی خلافتو ندانی این سخن را از گزاف
عام را نبود به جز ذکر لسانذکر خاصان باشد از دل بی گمان
ذکر خاص الخاص ذکر سر بودهر که ذاکر نیست او خاسر بود
ذکر بی تعظیم گفتن بدعتستواندر آن یک شرط دیگر حرمتست
هست بر هر عضو را ذکر دگرهفت اعضا راست ذکری ای پسر
یاری هر عاجز آمد ذکر دستذکر پاخویشان زیارت کردنست
ذکر چشم از خوف حق بگریستنباز در آیات او نگریستن
استماع قول حق دان ذکر گوشتا توانی روز و شب در ذکر کوش
اشتیاق حق بود ذکر دلتکوش تا این ذکر گردد حاصلت
آنکه ازجهلست دایم در گناهکی حلاوت یابد از ذکر الله
خواندن قرآن بود ذکر لسانهر کرا این نیست هست از مفلسان
شکر نعمتهای حق میگو مدامتا کند حق بر تو نعمتها تمام
حمد حق را بر زبان بسیاردارتا شوی از نار حرمان رستگار
لب مجنبان جز بذکر کردگارزانکه پاکان را همین بودست کار