گنج

بخش ۱۱ - فی فضیلة امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه

چون خلافت رونق از عثمان گرفتشرق تا غرب جهان ایمان گرفت
از کمال فضل حق وز جهد اوشدجهان بر دین حق در عهد او
بود دریای حیا و کوه حلمجان پاکش غرقه دریای علم
در سخا همتاش در عالم نبوددر وفای دین نظیرش هم نبود
چون پسند خواجه کونین شددر دودامادیش ذی النورین شد
بود هم خیلش دو نور راستینزان دو نورش دو علم برآستین
آن دو نورش چون دو چشم جان اوبل دو قطب عالم عرفان او
آن دو نورش چون دو کونش معتبرپیش هر یک هر دو کونش مختصر
چون پیمبر عین ایمان خواندشهم دم خود قاف قرآن خواندش
تا ز صاد صور برناید نفسقاف قرآن را همی سیمرغ بس
سخت بود از غصه مشتی عام راکو بود رحمت ذوی الارحام را
آنکه هست اهل غضب در کل حالکی تواند دید رحمت را جمال
او بقرآن خواندن بنشسته بودکشتی دریای قرآن بسته بود
چون بتیغ کشتنش بردند دستاو چنان کشته بکشتی درنشست
لاجرم چون کرد بی سر دشمنشکرد قرآن ختم آن سر بی تنش
چون بآخر برد قرآن تن بزددشمنان خویش را گردن بزد
عشق قرآن چون رگی با جانش داشتهم رگ و هم تن همه قرآنش داشت
از رگش چندانکه دایم خون چکیدتا اجل در عشق قرآن خون دوید
لاجرم قران چو شاهد بر جمالتا ابد آن قطره خونش کرد خال
نی که آن یک قطره خون چون گشت خشکمشک قرآن گشت گر خونست مشک
نی که آن یک قطره چون بیرون فتادقلب قرآن گشت و قلب از خون فتاد