گنج

باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه

شمارهٔ ۱پروانه به شمع گفت: ای در سر سوزشمارهٔ ۲پروانه به شمع گفت: چند افروزیشمارهٔ ۳پروانه به شمع گفت: «از روزِ نخستشمارهٔ ۴پروانه به شمع گفت: عیدِ تو خوش استشمارهٔ ۵پروانه به شمع گفت: یارم باشیشمارهٔ ۶پروانه به شمع گفت: من بیش از توشمارهٔ ۷پروانه به شمع گفت: چون خوش افتادشمارهٔ ۸پروانه به شمع گفت: کیفر بردیمشمارهٔ ۹پروانه به شمع گفت: گرینده مباششمارهٔ ۱۰پروانه به شمع گفت: میسوزم خویششمارهٔ ۱۱پروانه به شمع گفت: میسوزم زارشمارهٔ ۱۲پروانه به شمع گفت: چندی سوزمشمارهٔ ۱۳پروانه به شمع گفت: آخر نظریشمارهٔ ۱۴پروانه به شمع گفت: کم سوز مراشمارهٔ ۱۵پروانه به شمع گفت: دمسازی منشمارهٔ ۱۶پروانه به شمع گفت: غم بیشستیشمارهٔ ۱۷پروانه که شمع دلگشایش افتادشمارهٔ ۱۸چون شمعِ جمال خود به پروانه نمود