گنج

باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان

شمارهٔ ۱آن ماه که از کنار شد بیرونمشمارهٔ ۲ماهی که چو برق کم بقا آمده بودشمارهٔ ۳کس بر سر جیحون رقمی جوید بازشمارهٔ ۴پیمانهٔ خاک گشت آن چشمهٔ نوششمارهٔ ۵دردا که گلم میان گلزار بریختشمارهٔ ۶ماهی که چو مهر عالم آرای افتادشمارهٔ ۷آه از غم آن که زود برگشت و برفتشمارهٔ ۸میگریم ازان مهوشم و میگریمشمارهٔ ۹ای دل بگری بر من مسکین و مپرسشمارهٔ ۱۰دی بر سر خاک دلبری با دل ریششمارهٔ ۱۱ای ماه زمین به برج افلاک شدیشمارهٔ ۱۲ای پشت بداده رفته هم روز نخستشمارهٔ ۱۳بر خاک تو چون بنفشهام سر در برشمارهٔ ۱۴رفتی و مرا خار شکستی در دلشمارهٔ ۱۵ای کرده شب باز پسین ماتم خویششمارهٔ ۱۶رفتی تو و خون جگریست از تو مراشمارهٔ ۱۷ای نور رخت خاک سیه بگرفتهشمارهٔ ۱۸چون گریهٔ من ابر بهاری نبودشمارهٔ ۱۹ای محرم من کیست کنون محرم توشمارهٔ ۲۰برخیز که ابر خاک را میشویدشمارهٔ ۲۱از مرگِ تو هر دمی دگرگون باشمشمارهٔ ۲۲گل بیرخ گلرنگ تو خاریست مراشمارهٔ ۲۳گفتم همه عمر نازنینت بینمشمارهٔ ۲۴کو کس که دل از مرگِ تو خون مینکندشمارهٔ ۲۵بی روی تو در ماه سیاهی آمدشمارهٔ ۲۶ناگاه چو رخ به راه می‌آوردیشمارهٔ ۲۷از ناز چه سود چون بسودی آخرشمارهٔ ۲۸جان را چو ز رفتن تو آگاهی شدشمارهٔ ۲۹تا خاک تو گشت غم گسارم بی توشمارهٔ ۳۰از کفر بتر بی تو غنودن ما راشمارهٔ ۳۱در خاک ترا وطن نمیدانستمشمارهٔ ۳۲تا چند کشم ز مرگ تو درد از توشمارهٔ ۳۳دردا که بر چون سمنت می‌ریزدشمارهٔ ۳۴ای آن که به گِل، گُل چمن پوشیدیشمارهٔ ۳۵در ماتم تو چرخ سیه پوش بماندشمارهٔ ۳۶از مرگ تو فاش گشت رازم چکنمشمارهٔ ۳۷ای رفته و ما را به هلاک آوردهشمارهٔ ۳۸از گریهٔ زار ابر، گل تازه و پاکشمارهٔ ۳۹بس زود به مرگ کردی آهنگ آخرشمارهٔ ۴۰زین پس ناید ز دیدگانم دیدنشمارهٔ ۴۱چون مردن تو از پی این زادن بودشمارهٔ ۴۲رفتی تو به خاک و یاسمن بی تو رسیدشمارهٔ ۴۳گل خندان شد ز گریهٔ ابر بهارشمارهٔ ۴۴روزی که ز خاک من برون آید خارشمارهٔ ۴۵جانا رفتم بر دل پاکم بگری