گنج

بیان وادی معرفت

بیان وادی معرفتبعد از آن بنمایدت پیش نظرحکایت مردی که در کوه چین سنگ شدبود مردی سنگ شد در کوه چینحکایت عاشقی که خفته بود و معشوق بر او عیب گرفتعاشقی از فرط عشق آشفته بودحکایت پاسبانی عاشق که هیچ نمی‌خفتپاسبانی بود عاشق گشت زارگفتار عباسه دربارهٔ عشق و معرفتبا کسی عباسه گفت ای مرد عشقحکایت محمود و دیوانهٔ ویرانه‌نشینشد مگر محمود در ویرانه‌ای