فی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
خواجهٔ شرع آفتاب جمع دینظل حق فاروق اعظم شمع دین
ختم کرده عدل و انصافش به حقدر فراست بوده بر وحیش سبق
آنک حق طاها برو خواند از نخستتا مطهر شد ز طاها و درست
های طاها در دل او های و هوستفرخ آنک از های و هو درهای هوست
آنک دارد بر صراط اول گذرهست او از قول پیغمبر عمر
آنک اول حلقه دار السلاماو بدستآرد زهی عالی مقام
چون نخستش حق نهد در دست دستآخرش با خود برد آنجا که هست
کار دین از عدل او انجام یافتنیل جنبش، زلزله آرام یافت
شمع جنت بود واندر هیچ جمعهیچ کس را سایهای نبود ز شمع
شمع را چون سایهای نبود ز نورچون گریخت از سایه او دیو دور
چون سخن گفتی حقیقت بر زفانشاز رای قلبی خدا گشتی عیانش
گه ز درد عشق جان میسوختشگه ز نطق حق زفان میسوختش
چون نبی دیدش که او میسوخت زارگفت شمع جنت است این نامدار