گنج

بخش ۴۵ - قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: «التعظیم لامر الله والشفقة علی خلق الله»

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۳۶ بیت
تا که ایمانت شود محکم از اومهر او میدار در جانت نکو
جان خود آمیز با مهرش نکوتا درآید در میان جانت او
دیگری آن کز میان خلق روگوشه‌ای گیر ودرون دلق رو
چون بیابی سرّ ما سرپوش باشدر میان عاشقان می نوش باش
رو چو عطّار و قناعت پیشه کندر میان مظهرم اندیشه کن
زاد راهت هرچه باشد غیر ازیندشمنان باشند و دارندت کمین
ای برادر اهل دنیا را مبینز آنکه ایشانند گمراهان دین
تو بهردرویش عارف باش یارگاه گاهی جوهر را پیش آر
چون ببینی جوهر ذاتم چناناندر آیی در میان سالکان
درّ ز بحر دل در آرم بیشمارگر تو می‌جوئیش رو جوهر بیار
هر دری زین گوشوار عالمی استهر که این راگوش دارد آدمی است
فکر وذکر خویش را صافی بسازجهد فرما آنگهی اندر نماز
بعد از آنی روزه‌دار از کلّ نفسز آنکه باشد روزهٔ تو غلّ نفس
از طعام بد بپرهیز ای پسرهمچو دد کم باش خونریز ای پسر
نفس را از روزه اندر بنددارمر ورا نز لقمهٔ خورسند دار
روزه‌ای میدار چون مردان مردنفس خود را از همه میدار فرد
نی همین از اکل او را باز داربلکه نگذارش بفکر هیچ کار
رو تو کُش نفس و مگردانش تو سیروانگهی بر خود مگردانش دلیر
ذکر حقّ باشد تمامی کار اوورنه از خوردن نباشد عار او
در میان اهل معنی کن حضورز آنکه ایشانند چون دریای نور
رو تو از مردان دین غافل مباشز آنکه ایشانند ما را خواجه تاش
گر تو اهل فضل را نشناختیدین و دنیا را به یک جو باختی
رومعانی دان شو و اسرار خوانتا شوی در ملک معنی جان جان
نقطهٔ باب ولایت را طلبو آنگهی از وی هدایت را طلب
گر نبایستی بعالم راهبرکی فرستادی رسول با خبر
انبیا را اولیا باشد وصیاولیا را اصفیا باشد صفی
اولیا و انبیا لطف حقّ‌انددر حقیقت جمله حقّ مطلق‌اند
انبیا را خود ولی باید مبینتا بگوید علم معنی را یقین
گر تو بی ایشان روی راه ای پسراز حقیقت خود کجا یابی خبر
گر نیابی تو ولی را در جهانرو ز مظهر جوی تا گوید عیان
هر چه ایشان گفته‌اند آن را شنوهرچه کردند ای پسر با آن گرو
تا شوی در ملک معنی مقتداخیز و برخوان ربّ انصرنی علی
تا رسی بر آنچه مقصودت بودخود بیابی آنچه مطلوبت بود
بهره کی یابی ولی زین کار توزآنکه میجوئی بسی اسرار تو
هرکه آزار کسی دارد بدلپیش مردان باشد اودایم خجل
جانت از مهر علی آباد کنخاطرت از بار غم آزاد کن