گنج

بخش ۴۶ - جواب دادن شیخ کبیر مر شیخ جنید (قس) را

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳۱ بیت
جوابش داد شیخ جمله عشاقکه همچون او نه بینی گرد آفاق
وجود او کجا در دهر باشدکه مثل ذات او دیگر نباشد
چو این دیگر نیاید در جهان بازکه این نامی است در عالم سرافراز
من او را دانم اینجا کس نداندنمود اوبجز من کس نداند
من اورا دانم اینجا سرّ بیچونکه بنموده است رخ در بیچه و چون
کمال وصل دارد در دل و جانحقیقت جان او بوده است جانان
نمود بود خود را مینمایددر عشاق اینجا میگشاید
در عشاق او خواهد گشودنوصال عشق او خواهد نمودن
بگفت وهم بگوید او بسی رازدرآخر او بود در عشق سرباز
ورا اینجا جمال دوست پیداچنان کاینجا جلال اوست پیدا
حقیقت آمده است او بر سردارکه مستان را کند از خواب بیدار
جنید راهبر می پیر را هممعایینه یقین دیدار شاهم
نهانی در همه آفاق مشهورمنم امروز و ذاتم سر منصور
سفرها کردهام با او بسی منازو اسرار دیدم جمله روشن
بسی اسرار ازو دیدستم اینجاوصال او خریدستم من اینجا
من از وی دیدهام کل پایداریکه او بوده است اینجا پایداری
اگر من قصهها گویم ازو بازسخن بسیار باشد ای سرافراز
حقیقت دان تو مر منصور واصلدر او مقصودها کلی بحاصل
همه مقصود خود دیده است اینجایقین معبود خود دیده است اینجا
همه مقصود او بود اینکه امروزکند مر یادگاری این دل افروز
درین گفتار میبینم کنونشخدا دانم خدا را رهنمونش
خدا دانم خدائی صورت او رایقین اویست میبین صورت او را
جنیدا این زمان تو پیر راهیبمعنی برتر از مائی و ماهی
منت گفتم رموزی تا بدانیکنون تو صاحب شرع و بیانی
اگر خواهی قصاص شرع ران توکه میخواهی چنین شاه جهان تو
مرا از پیش گفت او راز خود بازمرا بنمود او انجام وآغاز
ریاضت یافته این شرع دیدهحقیقت اصل نیز و فرع دیده
وصول شرع دیده در نهانیولی میخواهد او صاحبقرانی
چه شبها اندرین بحر شریعتبکرده نوش این رمز حقیقت
بچشم خویش دیدم سوی دریاکه یک شب در یقین این شاه بینا
بهندستان من و او یار بودیممن و او صاحب اسرار بودیم