گنج

جواب پدر

پدر گفتا که جهلت غالب آمددلت این جام را زان طالب آمد
که تا چون واقف آئی از همه رازشوی برجملهٔ عالم سرافراز
چو خود را بر فلک این جاه بینیهمه خلق زمین در چاه بینی
ز عُجب جاهِ خود از خود شوی پُربمانی جاودانی در تکبر
اگر در پیش داری جامِ جمشیدکه یک یک ذره می‌بینی چو خورشید
چه گر زان جام بینی ذرّه ذرّهکه چون مرگت نهد بر فرق ارّه
نداری هیچ حاصل چون جم از جامکه چون جم زار میری هم سرانجام
چو هست این جام در چاه اوفتادنحرامت باد از راه اوفتادن