المقالة التاسع عشر
ششم فرزند آمد دل پر اسرارز الماس زبان گشته گهربار
پدر را گفت آن خواهم همیشهکه باشد کیمیا سازیم پیشه
اگر یابم بعلم کیمیا راهشوند از من جهانی کیمیا خواه
گر آن دولت بیابم دین بیابمکه چون آن یک دهد دست این بیابم
جهان پر ایمن گردانم از خویشفقیران را غنی گردانم از خویش