غزل شمارهٔ ۶۹۶
ای جهانی پشت گرم از روی تومیل جان از هر دو عالم سوی تو
صد هزاران آدمی را ره بزدمردم آن نرگس جادوی تو
لاابالیوار خوش بر خاک ریختآب روی عاشقان ابروی تو
سر برون کن تا ببینی عالمیهر یکی را شیوهای در کوی تو
دست دور از روی تا پروانهوارپایکوبان جان دهم بر روی تو
ترکتازی کن بتا بر جان و دلتا شوم از جان و دل هندوی تو
هر شبی وقت سحر عطار راعطر جان آید نصیب از موی تو