گنج

غزل شمارهٔ ۵۵

زان پیش که بودها نبودستبود تو ز ما جدا نبودست
چون بود تو بود بود ما بودکی بود که بود ما نبودست
گر بود تو بود بود ما نیموقوف تو بد چرا نبودست
ما بر در تو چو خاک بودیمنه آب و نه گل هوا نبودست
در صدر محبتت نشاندیمزان پیش که حرف لا نبودست
دریای تو جوش سر برآوردپر شد همه جا و جا نبودست
عطار ضعیف را دل ریشجز درد تو به دوا نبودست