قصیدهٔ شمارهٔ ۳
مورچهٔ خط تو، کرد چو موری مراکی کند ای مشک مو مور تو چندین جفا
روی تو با موی و خط مور و سلیمان به همموی تو هندو لقب مور تو طوطی لقا
چون به بر مه رسید مورچه بر روی توگر رسن مه بدید مورچه موی تو را
ماه از آن موی زلف تیره شود همچو مورمشک از آن مور شب موی برد بر خطا
موی میانم چو مور لاجرم اندر هواتیک یک مویم چو مور بست کمر بر وفا
سستتر از موی مور نیستمی گر ز توبا سر مویی رسید با بر موری به ما
ز آرزوی موی تو هست مرا حرص مورموی بدین مور ده تا برهد از بلا
چبود اگر موی تو در کف موری فتدموی به من ده که نیست قوت موری مرا
گر من چون مور را دست به مویت رسیدمور کنم پیل را موی کشان در هوا
موی تو این مور را قوت پیلی دهدمور ضعیف توام موی به من کن رها
کرد دلم موی تو تنگتر از چشم مورکور شود چشم مور موی تواش در قفا
سر چه کشی همچو موی از من چون مورچهموی به موری سپار پیش سلیمان بیا
شاه محمد که مور بست نطاقش به مویزانکه ازو مور را نیست به مویی عنا
مور نیازرد ازو یک سر موی ای عجبزانکه به موری نداد مالش موری رضا
مور اگر بندگیش یک سر مو یافتیموی بکندی ز سر مور شدی اژدها
مور و ملخ دیدهای موی شکافان به جنگمور و ملخ جنگ اوست موی شکاف از دغا
هر که کند کش چو موی در حق مور رهشدانه کشد هم چو مور از سر موی آن گدا
گر به جهان در چو مور حاسد جویی چو موموی کشانش کند مور صفت مبتلا
ور سر مویی کشد دشمن چون مور سرپی سپر آید چومور از سر موی از قضا
خصم که مورش شمرد زانکه چو مویی نیافتهر بن موییش کرد خانهٔ موری فنا
ای تو سلیمان مور چند که در شرح موموی شکافی ز مور خوش بود اندر ثنا
قامت عطار شد در صفت موی توراست چو موری نحیف گوژ چو مویی دو تا
تا که بود پای مور چون سر مویی ضعیفخصم تو را باد موی خانهٔ موریش جا