شمارهٔ ۲ - مناجات
خداوندا دلم لبریز غم کندرون درد پروردی کرم کن
پر از نوش محبت کن ایاغمز جام عاشقی تر کن دماغم
ز صهبای شهودم کن چنان مستکه نشناسم سر از پا پای از دست
کلید گنج معنی کن بیانمشکر بار از حقیقت کن زبانم
چنان سرگرم عشق خود بسازمکه نرد عشق جز با تو نبازم
سر از عشق تهی در گور باداهر آنکه جز تو بیند کوربادا
غلط گفتم جز او کی در میان بودکجا از غیر او نام و نشان بود
چگویم از جمال آفتابشکه عین بی حجابی شد حجابش