شمارهٔ ۵۶ - قطعه
یاسمن آمد بمجلس، با بنفشه دست سودحمله کردند و شکسته شد، سپاه با درنگ
با سماع چنگ باش، از چاشتگه تا آن زمانکز فلک پروین برآید همچو سیمین شفترنگ
از دل و پشت مبارز، می برآید صد تراککز زه عالی کمان، خسرو آید یک ترنگ
هند چون دریای خون شد، چین چو دریا بار اوزین قیل روید بچین، بر شبه مردم استرنگ
مرکبی کش نیست جز آئین، خود دادن نشانخاصه آن گاهی که بر زین برکشندش تنگ تنگ
گشتن از پرگار و چرخ و رفتن از کشتی و تیرکشی از طاوس و گور و جستن از خرگوش و رنگ