گنج

شمارهٔ ۲ - از تغزلات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ا۵ بیت
عسکری شکر بود تو گو بیا می‌شکرمای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا
از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چمگر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا
کشه بر بندی گرفتی در گدائی سرسریاز تبار خود که دیدی کشه‌ای بر بنددا
هر زمان از نفغ تو ای زاده سگ بترکمتا شنیدم من که از من می‌نهی شعر و نوا
پل به کوش اندر بکفت و آبله شد کابلیجاز بسی غم‌ها ببسته عمر گل پا را به پا