گنج

شمارهٔ ۴ - صبح و شب

۲ بیت
آن مه که گشوده لعل لب میخنددبر گریه من به بین عجب میخندد
بر روز سیاه من چو خندد، گوئی:صبح است و بتاریکی شب میخندد