گنج

شمارهٔ ۹۳ - از ماه بهتری

۶ بیت
با سرو هم طرازی و با مه برابرینی نی ز سرو برتر و از ماه بهتری
هرگز گدای کوی تو، ای آفتاب روی!سلطان شهر را بتمنا نزد دری
گفتم: چرا بدیده من پا نمی نهددیدم که نیست لایق پای تو ای پری
گفتم: که بنده سر و روی دگر شومدیدم بر آستان تو افتاده هر سری
گفتی بناز: کز عقب من میا دگرمن خود باختیار نیایم، تو میبری
شیرین تر از تو در همه عالم ندیده امفرهاد از آن شدم که تو کامم برآوری