گنج

شمارهٔ ۴۵ - بیاد حبیب

۵ بیت
ای پریچهر! که گل چون تو برعنائی نیستبیدلی همچو منت، شهره به شیدائی نیست
رنگ رخساره تو، داغ دل ماست، حبیب!که به گلبرگ تر و لاله صحرائی نیست
گر کنار تو و، جام می و، گل باشد! بهور نشد، خوشترم از عالم تنهائی نیست
خون زمینای دلم خوردم و دانم که جز اینساغری قسمتم از گنبد مینائی نیست
پرکن از در سخن، دامن معنی فرهاد!زانکه چون طبع تو، ابری بگهر زائی نیست