شمارهٔ ۳ - حسرت بوسه
همدمی تا دل ما را دهد آرام کجاست؟محرمی تا زمن آرد بتو پیغام کجاست؟
حسرت بوسه زدن بر لب گرمی دارملب یار ار ندهد دست، لب جام کجاست؟
باده گلرنگ و چمن خرم و سبز و من و چنگهر دو در ناله که آن سرو گل اندام کجاست؟
طمع صبح ندارم ز شب تیره هجرماهتابی که برآید ز لب بام کجاست؟
گر بروی تو بر آشفت دلم دوش، مرنجبحر را پیش مه چارده آرام کجاست؟
کام خسرو نشدی همچو تو شیرین، فرهاددر ره عشق نگر، پخته کجا خام کجاست