گنج

شمارهٔ ۱ - در حسرت سحر

۷ بیت
تا چند در این غمکده بیمار نشینم؟دور از می گلرنگ و لب یار نشینم؟
مستی نگاه تو، شبی بیش نپائیدتا چند خمار شب دیدار نشینم؟
چندیست که دور از لب جام رخ ساقیشب گردد و صبح آید و بیدار نشینم
در حسرت لبخند سحرگاه صبوحیچون شمع سحر با تن تبدار نشینم
سرمستی ما دید فلک خواست که یکچندبا درد کشان باشم و هشیار نشینم
یارب چه شود؟ کاز در این خانه شبی رختبربندم و در خانه خمار نشینم
ساقی تو کجائی که در این کنج غم آلودجامی برسانی که سبکبار نشینم