گنج

شمارهٔ ۶ - خم دو طره

خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بینبه پای دل ز خمش صد هزار سلسله بین
از آن کمندِ خم اندر خمش نخواهد رَستدلم ز بیدلی این صبر و تاب و حوصله بین
نگر قیامت از سرو قد و قامت اودو صد قیامت و آشوب و سوز و ولوله بین
مکانِ خال به دنبال چشم و ابروی یارمکین چون نقطهٔ بایی به مدّ بسمله بین
به غمزه چشمش زد راه دل سپرد به زلفشریکِ دزد نظر کن رفیقِ قافله بین
اگر اثر نکند آهِ دل مپرس چرامیانِ آه و اثر صد هزار مرحله بین
لب و دهانِ ترا تهمتی به هیچ زدندشکر شکن ز سخن مشکلیِ مسئله بین
اگر فروخته‌ام دین و دل به غمزهٔ یارهزار سود ز سودای این معامله بین
به راهِ بادیهٔ عشق آی و عارف راضعیف و خسته و رنجور و پا پُرآبله بین