شمارهٔ ۴۷۶ - در موعظه
ای خواجه مکن تا بتوانی طلب علمکاندر طلب راتب هر روز بمانی
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموزتا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
نی گوشهٔ کنجی و کتابی بر عاقلبهتر ز بسی گنج و بسی کامروانی
گر بیخردان قیمت این ملک ندانندای عقل خجل نیستم از تو که تو دانی
فرعون و عذاب ابد و ریش مرصعموسی کلیمالله و چوبی و شبانی