گنج

شمارهٔ ۴۶۴ - در تهنیت

ای خداوندی که بر روی زمین فرمان توچون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی
پیش قدرت پشت گردون از تواضع داده خمنزد رایت روی خورشید از خجالت کرده خوی
سرو آزاد ار قبول بندگی یابد ز توپای تا سر هم در آن ساعت کمر بندد چو نی
نقشبند کل ز تاثیر صبای لطف توبوستان را نقش نیسان بندد اندر ماه دی
شاد زی کامروز در اقطاع عالم سر به سرای بسیطش سیر فرمان تو صد ره کرده طی
دوستان و دشمنانت در دو مجلس می‌کنندهردو سنگ‌انداز و سنگ اندازهٔ آن تا به کی
دشمنانت تا به روز حشر سنگ‌انداز عیشدوستانت تا به روز عید سنگ انداز می